محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

140

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

مىكنند كه به معروف مىخوانند ؛ ولى با مردم به انصاف و عدالت رفتار نمىكنند . ( و إنّ معي لبصيرتي ) من بصيرتى دارم كه حق و هدايت را با آن مىبينم و باطل و گمراهى را رسوا مىكنم . ( ما لبست و لا لبس عليّ ) نه كسى را فريفته‌ام و نه كسى را توان آن است كه مرا بفريبد . مانند اين عبارت امام عليه السّلام پيش از اين آمد . « 1 » ( و إنّها للفئة الباغية فيها الحمأ و الحمّة ) محمد عبده در شرح اين سخن مىگويد : « پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به على عليه السّلام خبر داد كه گروهى بر او ستم خواهند كرد كه برخى از خويشان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و يكى از همسرانش در ميان آن گروه هستند ، بىگمان در اين‌جا از زبير كنايه شده ، زيرا او پسر عمه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله است . » « 2 » با وجود اين حديثى كه عبده ذكر كرده است ، ياران جمل در حقيقت مانند ياران صفين از گروه ستمكار هستند . ( و الشّبهة المغدفة ) شبهه‌اى كه حق را پنهان مىكند و آن را مىپوشاند و منظور از شبهه خدعه و دورويى در برابر خون عثمان است . ( و إنّ الأمر لواضح ) منظور از امر ، همان فريب‌كارى ياران جمل و دورويى آنان است . در كتاب « العبقريات الاسلاميه » آمده است : « طلحه برخى از شورشيان عليه عثمان را به سوى خانه‌هاى اطراف خانه او رهبرى كرد تا از آن جا بر خانه عثمان فرود آيند . » « 3 » در شرح ابن ابى الحديد نيز آمده : طلحه با پارچه‌اى چهره‌اش را پوشانده بود تا از چشمان مردم پنهان بماند ؛ در حالىكه

--> ( 1 ) . نك : شرح خطبه 10 . ( 2 ) . نك : شرح نهج البلاغه : 2 / 20 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : 9 / 34 . ( 3 ) . العبقريات الاسلاميه : 893 .